جايزه 5هزار
توماني عضويت سيستم درآمدزاي
فروتل
جايزه 5هزار
توماني عضويت سيستم درآمدزاي
فروتل
پاداش عضويت در سيستم سبز
درآمد فروتلي

آیا به جبهه راه سبز امید می پیوندید؟

۱۳۸۸ مهر ۱۵, چهارشنبه

این بالا ترین شورش رو در اورده

اول اینکه لینک های تکراری زیاد داره دوم اینکه لینک های داغ شدش هم تکراریه سوم اینکه اینا نمی دونم امتیازا رو قبول نمی کنن یا ایناییکه کلیک میکنن امتیاز نمی دن من سه تا لینک دارم که نسبت امتیازاش به کلیلک هاش به صورت زیر بود واقعا مسخرس یکیش 162 کلیک و 2 امتیاز بود یکیش 52 کلیلک و 12 امتیاز بود و اون یکی هم 104 تا کلیلک و 2 امتیاز بود تا حالا این جورشو ندیده بودم.

عکس هایی از بد رفتاری ماموران انتظامی با دختران جوان






سیزده آبان سبز




رسانه شمایید...


عکس های دیدار رئیس جمهور سابق با حجاریان پس از آزادی از زندان






۱۳۸۸ مهر ۱۳, دوشنبه

سخنی با دانشجویان سبز اندیش


از آغاز سال تحصیلی جدید، حرکتهای اعتراضی قابل توجهی در دانشگاه های کشور صورت گرفته است و همه توجهات را به دانشگاه جلب کرده است. در این فرصت قصد داریم در خصوص فرصتها و تهدیدات جنبش دانشجویی در مقابله با دولت کودتا به ذکر چند نکته مهم بپردازیم
قبل از هرچیز باید بدانیم که چرا و به چه منظور اعتراض میکنیم. اگر پاسخ این سوال را درنیابیم، زحمات ما به "اعتراض برای اعتراض" تبدیل خواهد شد و در نهایت یا فروکش خواهد کرد و یا به نق زدن و فحاشی تبدیل خواهد شد. باید بدانیم هدف اساسی جنبش، «برخورد» با عناصر بسیجی یا عوامل رده پایین کودتا نیست، بلکه ما به دنبال ساقط کردن دولت کودتا و حاکمیت رای ملت هستیم و در هر فعالیت و هر تصمیم باید به این هدف اصلی توجه داشته باشیم. هرچند، فریاد زدن بر سر عنصر خود فروخته ای مثل لاریجانی یا حداد عادل، درس عبرت خوبی برای مزدوران دولت کودتا است و همبستگی ما را تقویت میکند، اما باید از خود بپرسیم که چگونه چنین عناصر فاسد و خودفروخته ای، میتوانند در مقام استاد و دانشمند و با محافظ و ... دانشگاه را «اشغال» کنند و ما را وادار به واکنش و دفاع نمایند؟ چه نهادی از آنها دعوت میکند و از این کار چه منظوری دارد؟
مطمئنا هدف اصلی جنبش، رویارویی و برخورد با اوباش بسیجی و مزدوران رده پایین کودتا نیست، هدف متعالی ما، رهایی کل جامعه (از جمله خود بسیجیان) از دیکتاتوری و نظامی گری به معنای عام آن است(پیروزی ما چیزی نیست که کسی در آن شکست بخورد). بنا براین نباید به تحریکات افراد بیمار و مزدوران کودتا، پاسخ فوری و احساسی بدهیم. نباید اجازه بدهیم دولت کودتا ابتکار عمل را به دست گیرد و ما را وادار به واکنش نماید.
نکته دوم و بسیار مهم این است که در هر مبارزه ای، پیروزی با کسی است که مکان و زمان مبارزه را تعیین میکند، نه کسی که زور بیشتر یا نفرات زیادتری دارد. آیا بهترین محل برای پیشبرد جنبش مدنی، محوطه بسته و محدود دانشگاه یا خوابگاه است؟ دولت کودتا در چه مکانهایی راحت تر میتواند ما را کنترل و شناسایی یا دستگیر کند؟ آیا سخنان علنی و تحریک آمیز فرمانده سپاه پاسداران کودتا، برای توجیه اراذل بسیجی بود یا برای تحریک و عصبی کردن دانشجویان؟ چه کسی از آشوب در درون دانشگاه و نهایتا تعطیلی آن، بیشتر سود میبرد؟ آیا دولت کودتا نمیتوانست شخصیتی کمتر شناخته شده را به وزارت علوم بگمارد تا دانشجویان کمتر تحریک شوند؟



به عقیده ما تلاش دولت کودتا این است که با تحریک دانشجویان و مهم جلوه دادن تحرکات درون دانشگاه، دانشجویان مبارز را از سایر اقشار ملت جدا کند، قدرت ما در باهم بودن ماست و هر سیاستی که موجب تفکیک و دسته بندی بین آحاد ملت شود، فرایند سرکوب را تسهیل خواهد کرد. مطمئنا برنامه ریزی مخفیانه برای شعار و تظاهرات پراکنده در سطح شهر، مردم عادی را درگیر جنبش میکند و در فرسایش دولت کودتا بسیار موثر تر خواهد بود. مردم در کوچه و خیابانهای شهر، در مترو، بازار، پارک و هرجای دیگر، در انتظار ابتکار عمل دانشجویان هستند و با آغوش باز با آنان همصدا خواهند شد. همین امر، نقطه ضعف بزرگ دولت کودتاست که با تحریک دانشجویان و حرکتهای ایذایی و انحرافی، قصد دارد بر آن سرپوش بگذارد.
میتوان هر روز در مسیر رفت و آمد، به هنگام خرید و گردش یا در استادیوم شعار داد و سلطه دولت کودتا را در درون شهر انکار کرد؛ اگر آنها بر خیابان مسلط شوند، ضربه عظیمی به جنبش وارد خواهد شد. نباید منتظر مناسبتهای رسمی بمانیم و کل جنبش سبز را در تظاهرات میلیونی خلاصه کنیم. هرچند دانشگاه یکی از نهادهای جامعه مدنی است و باید فعال باشد، اما جایگاه و محل اصلی جنبش مدنی، در "مدینه" یا همان شهر است. همه روزها، همه نقاط شهر، همه شهروندان، باید سبز شوند. باید عموم شهروندان و خود عوامل دولت، به این باور برسند که دولت کودتا دیگر وجود ندارد.
نکته سوم این است که هیچگاه رویکرد اجتماعی را در مبارزه مدنی فراموش نکنیم. مزدوران بسیج و عوامل خود فروخته یا ناامیدها چه کسانی هستند؟ اغلب آنها افراد ساده لوح و ناتوان از درک مسائل سیاسی هستند که به علت فقدان توانایی های مدنی و آگاهی از حقوق شهروندی و اجتماعی، از بدنه جامعه طرد شده اند و اسیر سازمانهای فاسد و دروغ پراکنی رسانه های کودتا شده اند. چاره این درد این است که به جای بحثهای سیاسی و ایدئولوژیک، تا جایی که میتوانیم، افراد ناتوان را (با هرعقیده ای که دارند) در قالب شبکه های دوستی، همکلاسی و فامیلی، توانمند کنیم. به جای انکار خبرهای بیست و سی، و بحث بر سر تقلب یا عدم وقوع تقلب، به عنوان مثال، یک فیلترشکن مناسب به طرف مقابل بدهیم و به شعور و حق انتخابش احترام بگذاریم؛ جامعه مدنی جایی است برای رقابت آزاد و مسالمت آمیز همه عقاید، و آزادی مانند زندگی، حق همه شهروندان با هر عقیده ای است.




۱۳۸۸ مهر ۱۱, شنبه

برگی دیگر از جنایات لباس شخصی ها رقم خورد

پسر جوانی به نام "امیرمهدی حمزه لوئی" بر اثر ضرب و شتم نیروهای لباس شخصی کشته شد.
به گزارش نوروز، نیروهای مزبور که دارای یک اتومبیل ون و یک پژو 206 بودند، این پسر جوان را به همراه دو نفر دیگر از دوستانش در کنار پارک قیطریه بازداشت کرده و به داخل ون هدایت می کنند.
در این فاصله یکی از این جوانها اجازه می یابد تا با تلفن همراه، پدرش را از موضوع بازداشت مطلع کند.
این سه جوان خواستار ارائه کارت شناسایی از بازداشت کنندگان که خود را پلیس معرفی کرده بودند می شوند، اما این درخواست آنها واکنش شدید بازداشت کنندگان را درپی داشت.
بازداشت کنندگان با بیان اینکه "این بچه ها چقدر پررو شده اند که از ما کارت شناسایی می خواهند" آنها را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده تا جایی که ناگهان امیرمهدی بر اثر ضربات آنها که مجهز به بیسیم و تجهیزات پلیس بودند، بیهوش می شود.
ماموران با دست پاچگی این 3 نفر را از اتومبیل بیرون انداخته و صحنه را ترک می کنند. دستپاچگی آنها به حدی بود که در هنگام ترک محل، با ماشین از روی پای امیرمهدی که بیهوش بر زمین افتاده بود، عبور می کنند.
امیرمهدی حمزه لوئی در راه انتقال به بیمارستان شهدا از دنیا می رود.
از علت بازداشت اولیه این سه جوان اطلاع دقیقی در دست نیست، اما عدم انتشار خبر این حادثه در رسانه ها، تخلف پلیس در این ماجرا را محرز می کند.

۱۳۸۸ مهر ۴, شنبه

گرگ ها خوب بدانند...


گرگها خوب بدانند در این ایل قریب گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز............ گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند توی گهواره چوبی پسری هست هنوز.............. آب اگر نیست نترسید که در قافله امان دل دریایی و چشمان تری هست هنوز...ا


با تشکر از حامیان میر حسین...ما بیشماریم...!ا